اگر کارمونو به روشی که دوست داریم انجام بدیم و به اندازه کافی صبر داشته باشیم و اونو مدام بهبود ببخشیم، احتمالا در آینده از روش ما به عنوان یکی از راههای رسیدن موفقیت نام می برند و عده ای هم آن را به دیگران آموزش می دهند.در مورد نوشتن فیلمنامه هم ما فعلا فقط باید بنویسیم و بنویسیم و از امتحان کردن روش های مختلف نوشتن نترسیم تا روشی که هم ازش لذت می بریم و هم نتیجه بخشه، را پیدا کینم.به کسانی گ
کاغذی جوید که آن بنوشته نیست تخم کارد موضعی که کشته نیستتو برادر موضع ناکشته باش کاغذ اسپید نابنوشته باشتا مشرف گردی از نون و القلم تا بکارد در تو تخم آن ذوالکرم چند بیتی از مولوی و توصیه به اینکه در نوشتن حرف خودت را بزن و تقلید نکن.
برایم جالب بود، این ابیات را خانم کاترین آن جونز در فصل یازدهم کتاب راه داستا
خرشانسخارجی خیابان روزدر یک خیابان کم رفت و آمد در کنار یک پارک کوچک، امیر حدودا سی ساله و لاغر باصورت و دستهایی کثیف، موهایی ژولیده و لباسهایی سیاه و کثافت در حالی که گونی زباله ای به دوش دارد به جوی کنارخیابان که نگاه می کند پیرزنی لاغر با چادری گلدار در حالی که به او نگاه می کند، سرش را تکان می دهد و از کنارش رد می شود.امیر در حال نگاه کردن به جوی چیزی کنار لاستیک یک ماشین چیزی نظرش را جلب می
وقتی خسته شدی؟ یک راند دیگر بازی کن*یک راند دیگر مبارزه کن: وقتی پاهایت چنان خستهاند که یارای ایستادن نداری. *یک راند دیگر مبارزه کن: وقتی بازوانت چنان خستهاند که قدرت گارد گرفتن نداری. *یک راند دیگر مبارزه کن: وقتی که خون از دماغت جاریست و چشمانت سیاهی میرود. *یک راند دیگر مبارزه کن: وقتی چنان خستهای که آرزو میکنی حریف مشتی به چانهات بزند و کار را تمام کند. *یک راند دیگر مبارزه کن و به یا